تبليغاتX
خاطرات روزانه یه خانوم خوشگل
خاطرات روزانه یه خانوم خوشگل
به نام خدا
بازم سلامFlower

مرسي از همه دوستاني كه اين مدت سر ميزدن و مشتاقانه منتظر آپ جديد من بودنmade by Laie

 بابا مرسي باز كه مارو شرمنده كردين

بعضي ها هم از فراغ من يواشكي گريه كردن!!!

 گريه نكن عزيزم من باز برگشتم

چقدر طرفدار پيدا كرديمااااااا ايول بابا

البته من فكر نميكردم كه اين وبلاگ اين همه پر طرفدار بشه و همه منتظر آپ جديد من باشن.... خيلي ذوق كردم

شرمندتونم شدم كه نتونستم اين مدت آپ كنم اما من كه گفته بودم چون من يه رشته سخت و پر كار دارم يكم دير تر آپ ميشم

تازه فكر كن كلاس گيتار هم بايد برم whistling

به هر حال شما به خوشتيپي خودتون ببخشيد

 

البته سوء تفاهم نشه هاااااااا اما من برام همچين مهم هم  نيست چون از اولم هدف من خالي كردن خاطرات و عقايدم بود و اين كه ميگن هرچي تو ذهن و دلت هست بايدروي كاغذ بنويسي( حالا من توي وبلاگ مينويسيم فرقي كه نميكنه) Computerنميدونم اينو كدوم روانشناس گفته اما من به اين اصل خيلي معتقدمInvisible

خلاصه از اول مهر شروع كردن به تمرين دادن و درس دادن و هزار تا بدبختي

منم همش درگير اين موضوع ها هستم

يه دو هفته بود كه دختر دايم با همسرشون تشريف اوردن خونه مااااا

و ديروز هم خدارو شكر رفتن

خلاصه بيشتر روزا باهاشون ميرفتيم پيك نيك و خونه فك و فاميل

بابام هم الان 1 هفته اس كه اومده خونه و تنها كارش دست انداخت شوهر بدخت دختر داييم بود كلي اسگلش كرد آخه پسره از اين پاستوريزه هاي بچه مثبت!!

بذاريد بگم چه جوري بود....جلل خالق.... يه پسر پاستوريزه از اينا كه هيچي نميدونن و تو ي پر قو بزرگ شدن و كلمه "بيشعور" رو زشت ترين  فحش دنيا ميدونن....و توي خانواده فرهنگي و مودب بزرگ شده و غير خواهرشون با هيچ دخترديگه اي حرف نزدن

حالا يه چيزي ميگم اما به كسي نگين!!! باشه ؟؟؟؟

اين باباي ما ميخواست به زور شراب بكنه تو حلق اين بچه معصوم!!

فكر كن...............

خلاصه بابام گير داده بود ميگفت بايد با من اين يه پيكو بخوري حالا جامو پر كرده بود ميگفت يه پيك!!! اين پسره بدخت هم كه تو عمرش اسم مشروب رو نشنيده بود سرخ شده بود  نميدونست چي كار كنه

عاقبت عشق عاشقي همينه ديگه...!Heart Smile آخه بابا شما كه خانواده هاتون با هم متفاوتن چراااااا گير ميدين ميگي من فقط اينو ميخوام.... حالا بايد بسوزي و بسازي و يا مورد تمسخر قرار بگيري

بعد از چند دقيقه بابام بهش گفت: بخور عزيزم برات خوبه كلي خاصيت داره...

من كه داشتم از خنده روده بر ميشدم  آخه خيلي باحال بهش گفت

بابام كلي اسگلش كرد

خلاصه دختر داييم نجاتش داد White Hair

اميدوارم اين وبلاگو به خاطر اين كلام "شراب" نبندن

تر خدا به اين بچه ها رحم كنيد اينا بدون من ميميرن

نه نه ...............تر و به خدا به من رحم كنيد

نظر دادين ندايدن فرقي نمكنه شوخي كردم بابا من بدون اين نظرا ميميرم

 شما رو به شرفتون قسم نظر بدین

 خب ديگه باي باي

لينك | نوشته شده در جمعه 12 مهر1387ساعت 14:17 توسط M |
Copyright By khanoom - This Template Designed By HOTWEBS